|
دستانم را پر از گلهای رز می کنم
وبا قلبی لبریز از امید به دیدن تو مایم
وتا بگویم اولین باری که در چشمانت نگاه کردم
زندگی برایم معنایی دیگر گرفت
عزیزترین همراه هر گاه دیدی سنگ
گریه می کند وتوانستی به اتش بوسه بزنی
من هم می توانم فراموشت کنم
   
به ما دروغ می گفتند : دردها را بزرگ که شوید فراموش می کنید . درست این است : زندگی ، آنقدر درد دارد که از درد نو ، درد کهنه فراموش می شود ....
دستانم را پر از گلهای رز می کنم
وبا قلبی لبریز از امید به دیدن تو مایم
وتا بگویم اولین باری که در چشمانت نگاه کردم
زندگی برایم معنایی دیگر گرفت
عزیزترین همراه هر گاه دیدی سنگ
گریه می کند وتوانستی به اتش بوسه بزنی
من هم می توانم فراموشت کنم
زندگي را به تمامي زندگي كن در دنيا زندگي كن بيآن كه جزيي از آن باشي. همچون نيلوفري باش در آب; زندگي در آب، و بدون تماس با آب.

|