|
اشتی
|
| |
یه کم دلم گرفته اخه دو شب پیش بین منو زهرا یه خورده کدورت پیش اومد نمیدونید اون شب چه حالی داشتم خیلی دلم گرفته بود.تا حالا تو زندگیم به اندازه اون شب حاله بدی نداشتم.اون شب بد بود اما چون همدیگرو خیلی دوست داریم به حرفای همدیگه گوش دادیم و اون کدورت و در واقع سو تفاهم رو از بین بردیم و دوباره با هم اشتی کردیم .نمیدونید که چقدر زهرا رو دوست دارم .تا حدی برام عزیزه که اگه یک روز ازش بیی خبر باشم دلم میگیره .امیدوارم هیچ وقت از پیشم نره....

|
|
|
[+]
نوشته شده توسط رضا در 1:52 بعد از ظهر |
|
|